سيد علي اكبر قرشي

189

قاموس قرآن ( فارسي )

وحش : * ( وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ) * تكوير : 5 . وحشى در مقابل اهلى است . در مفردات ميگويد : وحش خلاف انس است ، حيواناتيكه با انسان انس ندارند وحش خوانده ميشوند جمع آن وحوش است . اين آيه و آيه * ( وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْه إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ) * انعام : 38 . اشاره بحشر حيوانات بلكه همه جنبندگان دارند . و اللَّه العالم . طالبان تفصيل به الميزان ذيل آيه اخير و بحار الانوار مبحث معاد رجوع كنند . اين لفظ بيشتر از يك بار در قرآن مجيد نيامده است . وحى : وحى در اصل بمعنى اشاره سريع است و باعتبار سرعت گفته‌اند : « امر وحى » يعنى كار سريع ( راغب ) فيومى در مصباح گفته وحى بمعنى اشاره و رسالت و كتابت است و هر آنچه به ديگرى القا كنى تا بفهمد وحى است . . . راغب كتابت و رمز و غيره را از اسباب اشاره شمرده و معناى اصلى را اشاره ميداند . ناگفته نماند « وحى يحى » و « اوحى يوحى » هر دو بيك معنى است چنان كه در مصباح گفته است . طبرسى فرموده : ايحاء القاء معنى است بطور مخفى و نيز بمعنى الهام و اشاره است . ناگفته نماند : جامع تمام معانى تفهيم خفى است و اگر وحى و ايحاء را تفهيم خفى و كلام خفى معنى كنيم جامع تمام معانى خواهد بود . آنچه از معانى اين لفظ نقل شد بسيارى از آنها در قرآن كريم يافته است مثل * ( وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً ) * نحل : 68 . مراد از وحى تفهيم ذاتى است كه خداوند در ذات زنبور عسل گذاشته و طريق عسل سازى را بوى آموخته است و لفظ « أوحى » دلالت دارد كه كار عسل گيرى اين حشره تصادفى نيست بلكه با تفهيم و تعليم خدائى است .